تبليغاتX
حاجی بلوچ خان شه بخش

حاجی بلوچ خان شه بخش

 


هيچ‌كس آن‌قدر ثروتمند نيست كه بتواند گذشته‌ي خود را بخرد. اسكار وايلد

 
بهتر است ثروتمند زندگي كنيم تا اينكه ثروتمند بميريم. جانسون

 
ثروتمند واقعي کسد است که بخششي داشته باشد. کسي که از اين عمل امتناع کند مسکيني
بيش نيست. سوجين

 
در زندگي ثروت حقيقي مهرباني است ، و بينوايي حقيقي خودخواهي . وينه


بخيل براي ثروت خود نگهبان است و براي ارث انباردار . بزرگمهر  

 

آنکه ثروت خود را باخت ، زياد باخته است ولي آنکه شهامت خود را باخت پاک باخته است
. سروانتس

 
دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسيار ، باز اندک باشد ، که
واقعيت بخشش ، ايثار از خويشتن است . جبران خليل جبران


ثروت و افتخاري كه از راه نامشروع به دست آمده مانند ابري زودگذر است. كنفوسيوس

 
ثروت دانا ، همان علم و دانش اوست. پاسکال

 
نگهداري ثروت به مراتب دشوار تراز کسب آن است. گورکي

 
فقط مرد عاقل ، ثروتمند واقعي است. مثل اسپانيائي

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ  | 

زاهدان شهری تازه‌بناست که بر سر راه کرمان به مشهد، کرمان به چابهار و نزدیک مرز پاکستان و افغانستان واقع شده‌است.

در اوایل پادشاهی فتحعلی شاه قاجار در محل زاهدان کنونی چاه آبی بود که راهزنان پس از حمله به کاروانها و چپاول دارایی آنان ساعتی یا شبی را در آنجا سپری می‌کردند پیرامون این چاه جنگل‌های انبوه تاغ و گز بود که اکنون اثری از آن نیست.

در سال ۱۳۱۵ هجری قمری یکی از ساکنان آن محل کاریزی در آنجا حفر کرد و آبادی کوچکی بوجود آمد که «دزدآب» نام گرفت. چهار سال بعد متخصصان بلژیکی که در استخدام دولت ایران بودند جهت دایر کردن گمرک‌خانه به دزدآب آمده و از این زمان به تدریج به وسعت و جمعیت دزدآب افزوده شد. از سال ۱۳۴۱ خورشیدی دزدآب به زاهدان تغییر نام یافت. در اوایل سدهٔ بیستم اولین نشانه‌های شهرنشینی با احداث خط‌ آهن از کویته پاکستان به زاهدان پدیدار شد و با توسعه‌های بعدی زاهدان امروزی به مرکز استان تبدیل شد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ 

 بعد از درگزشت سردار جمه خان شه بخش مرحوم سردار پردل خان شه بخش سرپرستی طایفه خود را بعده گرفت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ  | 

حاجی احمد شه بخش یکی از سران طوایف شه بخش
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ 



بلوچ نام یکی از اقوام ایرانی در ایران و پاکستان و افغانستان است. مردم بلوچ‌تبار
در جنوب شرقی ایران و شرق پاکستان ساکنند. زبان بلوچی یکی از زبان‌های ایرانی شاخه
شاخه شمال غربی است.
نخستین ظهور بلوچان در آثار تاریخی در کتاب حدودالعالم (۹۸۲م/۳۷۲ق) و نیز در مقدسی
(حدود ۹۸۵/م/۳۷۵ق) با نام بلوص است.[1]
در شاهنامه ذکر مسکن این قوم در حدود شمال خراسان امروزی آمده‌است. در کتابهای
جغرافیائی از این ملت (همراه با طایفه کوچ - یا قفص) در حدود کرمان یاد می‌شود. پس
از آن بر اثر عوامل تاریخی این ملت بلوچ به کناره‌های دریای عمان رسیده و در همانجا
اقامت کردند. اکنون قسمتی از بلوچان در دورترین قسمت جنوب شرقی ایران و قسمتی دیگر
در غرب کشور پاکستان امروزی جای دارند. مجموع این ناحیه بلوچستان خوانده می‌شود که
بر حسب مرزهای سیاسی به بلوچستان ایران، و بلوچستان پاکستان تقسیم می‌شود. گروهی از
بلوچان نیز در قسمت جنوبی افغانستان و جنوب غربی پنجاب و طوایفی از آنها نیز در
کرمان و لارستان و سیستان و خراسان و ارمنستان و کشورهای عربی سکونت دارند. بعضی
مهاجران بلوچ در جستجوی کار و کسب معاش به گرگان و حتی جمهوری ترکمنستان رفته و در
آن نواحی ساکن شده‌اند.
بلوچ به چندین طایفه تقسیم می‌شوند.
  یارمحمد زهی (شهنوازی)
  ریگی
  ناروئی
  براهویی
  شه بخش

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ  | 


            سردار جعه خان اسماعیل زهی در سال 1245 در روستای شورو بدنیا آمد پدرش
            سردار جهیل خان اسماعیل زهی بود پس از مرگ پدر در جوانی سرداری قوم خود
            را بر عهده گرفت او بعد از رسیدن به سرداری زندگی سیاسی خود را آغاز
            کرد و به همراه برادرانش به نام های الهیار بلوچ خان و احمد خان به
            پایگاه های انگلیس در نوشکی هند ساندیک و یکه میچ حمله کرد و آنها را
            از بین برد هدف جمعه خان از حمله به پاسگاه های انگریز در هند این بود
            که انگلیس نتوانددر بلوچستان وارد شود و همیشه می گفت اگر انگلیس تا
            نرماشیر بلوچستان را تصرف کند 00با آلمانها بر سر افغانستان به مبارزه
            می پردازد و این کشمکش بلوچستان را در زیر پاهای این دو قدرت استعماری
            لگد کوب خواهد کرد و در همین راستا وی به همراه برادرشجاعش بلوچ خان و
            سایر طوایف بلوچ به جنگ دشمن در خانه دشمن شتافتند و با همکاری دو قوم
            گمشادزهی و شهنوازی چنان عرصه را بر انگلیس تنگ کردند که بریتانیا برای
            حل این مشکل زنرال ریجنالد دایر را به بلوچستان اعزام کرد و در یکی از
            همین حملات که سردار جمعه خان بر دایر و پاسگاهش حمله برده بود دو
            برادر شجاعش یعنی الهیار و بلوچ خان به فیض شهادت نائل آمدند و احمد
            خان با آنکه  هشت تیر به وی اصابت کرد اجساد را رها نکرد تا
            توانست همه شهدا و مجروحان را به شورو حمل کند وی اگرچه برای صلاح
            ایران و بلوچستان توافق نامه ایی با دایر به امضا رساند ولی همچنان در
            انتقام دو ایل گمشادزهی و یارمحمدزهی ازانگلیس به علت بشهادت رساندن دو
            تن از این دو طایفه همکاری تنگاتنگی داشت . سردار جمعه خان پس از این
            صلح نامه هرگز علنا به مبارزه با دایر نپرداخت و لی بعد از خروج انگلیس
            با دولت پهلوی درگیر شد و به هند که در دست انگلیس بود پناهنده گردید
            در هند برادر  سردار جمعه خان به نام جلال الدین چند تن از نیروهای
            انگلیس را به هلاکت رسانید به همین دلیل سردار جمعه خان راحکومت
            انگلیسی هند احضار نمود و به وی گفت : شما دو راه دارید یا اسارت ما را
            قبول کنید یا به ایران تحویلتان می دهیم که سردار جمعه خان بدون مکث
            جواب داد حال که قرار است کشته شوم بهتراست جسدم را  کفتارهای ایران تکه
            تکه کنند تا کفتارهای دهلی .در نتیجه حکومت هند سردار جمعه خان را
            تحویل ایران داد و وی از مرزبانی زاهدان به تهران فرستاده شد سرانجام
             محمد رضا
            شاه وی را بخاطر وطن دوستی بخشید و بعد از آن طایفه اسماعیل زهی به شه بخش
            تغییر نام داد شجاعت تقوا دینداری از ویزگی های سردار جمعه خان اسماعیل
            زهی بود سرانجام پس از سالها جهاد و خدمت به مردم در سال 1335 در گذشت
            و در شورو به خاک سپرده شد
           
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بلوچ  |